ثبت نام
کد خبر: ۱۶۹۰
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۷
بررسی روش کارگردانی اصغر فرهادی
پیش از این قسمت اول بررسی روش فیلمسازی اصغر فرهادی با مهندسی معکوس سکانس اول فیلم گذشته منتشر شد. در این بخش تکنیک های اصغر فرهادی را در کارگردانی سکانس دوم این فیلم بررسی می کنیم.

قبل از شروع بررسی روش کارگردانی اصغر فرهادی در فیلم گذشته بهتر است سکانس دوم این فیلم را تماشا کنید.

سکانس دوم فیلم گذشته مانند سکانس اول، دکوپاژ ساده ای دارد. این سکانس یک دقیقه و نیم طول دارد و در مجموع از هشت نما تشکیل شده که 42 بار به هم کات شده اند.

نماهای این سکانس به شرح زیر است:

1- یک پن از پارکینگ فرودگاه که احمد و مارین زیر باران در آن می دوند.

2- نمای مدیوم شات مارین روی صندلی ماشین که با ورود او به ماشن آغاز می شود.

3- نمای مدیوم شات از احمد روی صندلی ماشین

4- نمای لانگ شات از انتهای ماشین.

5- نمای تو(دو) شات از روی صندلی عقب ماشین

6- نمای معرف خیابانهای پاریس از شیشه عقب ماشین

7- نمای مدیوم کلوز آپ مارین روی صندلی ماشین

8- نمای مدیوم کلوز آپ احمد روی صندلی ماشین

- مهمترین ویژگی این سکانس مانند سکانس قبل پرهیز فیلمساز از زیاده گویی و تاکید است. در این سکانس ما هیچ نمای خارجی ای از فرودگاه پاریس یا نماهایی از خیابان که تاکیدی بر معرفی لوکیشن پاریس باشد نداریم. اولین نمای فیلم که در داخل پارکینگ فرودگاه است به همان روش همیشگی اصغر فرهادی نا واضح است و ما تصویری تار و غیر دقیق از پارکینگ داریم. 

در جایی از این سکانس مارین بدلیل مچ درد نمی تواند دنده ماشین را عوض کند و کارگردان هم نیازی به توضیح بیشتر ندیده و مثلاً نمای بسته دست مارین که نمی تواند دنده عوض کند را نگرفته. 

در زمانی که مارین شروع به دنده عقب رفتن می کند با چیزی برخورد می کند که باز هم هیچ نمایی که نشان دهنده علت برخورد باشد نداریم. در همه این موارد ساده این تخیل مخاطب است که باید حدس بزند و نه تنها این موضوعی مشکلی ایجاد نمی کند بلکه خودش عاملی برای درگیر شدن او با فیلم است.

- نکته جالب بعدی نشانه هایی است که فیلمساز در این سکانس گذاشته و بدون شک برای مخاطبی که بار اول است این فیلم را می بیند قابل فهم نیست. در این سکانس یک نمای معرف از انتهای ماشین وجود دارد که ما می فهمیم این ماشین یک ون است. در دو طرف گوشه های نما لباس هایی در کاور خشکشویی آویزان است. پس این یک ون متعلق به خشکشویی است.

جدا از این وقتی مارین ماشین را روشن می کند برای چند ثانیه یک موسیقی عربی مربوط به شمال آفریقا پخش می شود که حتی باعث کنجکاوی احمد هم می شود. این نشانه ها برای این است که ما شناختی در مورد سمیر بعنوان صاحب ماشین پیدا کنیم. اما فیلمساز آگاهانه اینقدر سریع از کنار آنها می گذرد که بسیاری از مخاطبان متوجه آن نمی شوند و با اینکار یک لایه عمیق تر به دامنه اطلاعات دراماتیکی که قرار است در این صحنه منتقل شود اضافه می کند.

- در این سکانس مجموعه ای از دیالوگ های فنی داریم و مجموعه ای دیالوگ های دراماتیک. از طریق دیالوگ های دراماتیک این اطلاعات به مخاطب متقل می شود:

مارین چند دختر دارد.

احمد مدتی قبل قرار بوده که به پاریس بیاید اما بدلیل مشکلی که برای مادرش پیدا شده سفرش را کنسل کرده.

احمد می خواهد به هتل برود اما مارین اصرار دارد که در خانه او اقامت کند.

با دقت در شیوه نگارش این دیالوگ ها متوجه می شویم که نویسنده به گونه ای آنها را نوشته که بیننده احساس نکند که فیلمساز در حال اطلاعات دادن به او است. دیالوگ های فنی هم فضای خالی بین دیالوگ های دراماتیک را پر می کند.

- در این سکانس هوا بارانی است. مشخص نیست استفاده فیلمساز از باران تنها برای فضا سازی عادی بوده یا نقش دراماتیک هم برای آن دارد. اما شاید یکی از استفاده های باران در عنوان بندی است. در نیمه این سکانس نام فیلم به فرانسوی در یک کپشن ظاهر می شود که یک برف پاک کن ماشین کم کم آنرا پاک می کند و بعد همان کات می شود به شیشه عقب ماشین که برف پاک کنی در حال تمیز کردن شیشه است. این استفاده از برف پاک کن اشاره مستقیمی به داستان و مضمون فیلم دارد که کاراکترها در طول فیلم در تلاش برای پاک کردن گذشته شان هستند. شاید کارگردان تنها برای استفاده از این موضوع و اشاره به مضمون فیلم، این سکانس را در باران گرفته است.

- در این سکانس نظم دکوپاژی وجود دارد. با اینکه این سکانس 8 نما دارد اما 4 نمای آن تنها یک بار استفاده شده است و 4 نمای دیگر 38 بار کات زده شده. قبل از تیتراژ نمای مدیوم شات دو کاراکتر از روی صندلی عقب گرفته شد کمی دور است به همین خاطر پشت سری صندلی کناری در پیش زمینه کادر دیده می شود.

بعد از تیتراژ دوربین کمی به کاراکترها نزدیکتر شده به همین خاطر پشت سری صندلی کناری حذف شده و فیلمساز با همین دو نما تا آخر سکانس می رود بدون اینکه بدنبال تنوع نما و بازگشت به نماهای قبلی باشد.

- در این سکانس فرهادی یکی از قوانین واضح این ژانر را شکسته. در فیلم های مستند گونه و اصولاً در فیلم های مستند قانونی وجود دارد که بر طبق آن دوربین همیشه تابع کاراکترها است. در این شیوه فیلمسازی دوربین شخصیت ها را دنبال می کند و هیچ وقت از آنها جلو نمی زند. خود فرهادی هم همیشه جزو کسانی است که این قانون را در کارهای قبلی اش رعایت کرده. اما در نمای دوم این سکانس می بینیم که دوربین قبل از این مارین وارد ماشین شود در داخل ماشین حضور دارد و تصاویر مارین در حالیکه در تلاش برای باز کردن در است را از داخل ماشین می بینیم.

- در طول این سکانس هم نشانه هایی وجود دارد که ما با دقت در آنها احساس می کنیم مارین به احمد علاقمند است. اول اینکه احمد در همین کارهای ساده نقش یک حامی را برای مارین دارد. چون دست مارین درد می کند بجای او دنده عوض می کند، بجای او عقب ماشین را نگاه می کند تا او بتواند دنده عقب بیاید (هر چند نتیجه خوبی ندارد) و در پایان سکانس شیشه مقابل او را با دستش پاک می کند. با اینکه ما چهره مارین را از روی صندلی عقب می بینیم اما در همین حد هم مشخص است که مارین راضی است. ضمن اینکه در سکانس بعد متوجه می شویم که مارین از احمد می خواهد که مشکلش با لوسی را حل کند. مشکلی که دلیل اصرار او برای اقامت احمد در خانه اوست.

سیاوش سرمدی

مطالب مرتبط
برچسب ها: گذشته
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۳
noto
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۵
1
3
با سلام و تشکر از این تحلیل
اگر امکان داره بسته آموزشی صدا برداری رو هم اضافه کنید چون خلاء آموزشی در ابن مورد هست واقعا
ممنون
سهیلا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۹ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۸
0
2
ممنون از شما. استفاده کردم.
داود
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۵۷ - ۱۳۹۵/۰۹/۱۷
0
0
بسیار عالی
نام:
ایمیل:
* نظر: