کد خبر : ۱۹۷۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۲
نوشتن یک فیلمنامه موفق به کاراکترهای آن بستگی دارد. نه تنها انگیزه هایی که اعمال آنها را هدایت می کند، بلکه همچنین تاثیری که آنها بر شخصیت های دیگر داستان و همچنین مخاطب می گذارند، مهم است. هر فیلمنامه نویسی از تاثیر مثبت یا منفی که یک شخصیت از خود به جا می گذارد، آگاه است. به وجود آوردن تاثیرات مثبت آسان است. چنین کاراکترهایی اساساً باید مهربان، شاد، مفید و دارای خلوص نیت باشند و همچنین حال و هوای موقعیت را مثبت کنند. اما موقعیت های منفی، کمی به دقت و ظرافت بیشتری نیاز دارند.

 باید توجه داشت که شخصیت های خوب همیشه از خودشان تاثیر مثبت به جا نمی گذارند یا برعکس. تاثیرات منفی می توانند از روی قصد باشند یا نباشند. یک فیلمنامه نویس می تواند از تاثیرات منفی استفاده کند تا میان کاراکترهای دوست داشتنی تضاد ایجاد کند. همچنین این موضوع هم درست است که شاید یک شخصیت از اینکه چه تاثیری به جا می گذارد، ناآگاه باشد یا فقط تا حدودی از این موضوع با خبر باشد. تاثیرات منفی هم همیشه بد نیستند. اگر مخاطبان فیلم یا دیگر شخصیت های فیلمنامه با چنین کاراکترهایی ارتباط برقرار کنند، می توانند موقعیت های جالب، کشمکش یا تنش به وجود آورند.

تاثیرات، یک نوع حفاظت از خود و راهی برای کنترل موقعیت هستند. آنها لزوماً جزو ویژگی های تعریف شده شخصیت ها نیستند، اما باید با ظرافت با آنها برخورد و از آنها آگاهانه استفاده کرد.

بیایید نگاهی بیندازیم به اینکه چطور فیلمنامه تان را با احساسات منفی که برخی کاراکترها به وجود می آورند، بهتر کنید.

1) ناآگاهی

این مورد اغلب وقتی اتفاق می افتد که یک شخصیت نمی تواند یا نمی خواهد تاثیری که اعمالش یا کلماتش بر دیگران می گذارد را درک کند. شخصیتی که آگاهی خود را نشان نمی دهد، معمولاً یک خودشیفته و خودمحور است. در یک نمونه سبک تر، یک شخصیت که نمی تواند آگاهی خود را نشان دهد اغلب خود محور است یا اینکه فاقد روابط اجتماعی خوب است.

2) نبود صمیمیت

اگر کاراکتر شما، موقعیت را واقعی بازی نمی کند، مخاطب او را پس می زند. هر کلمه یا هر کاری که انجام می شود باید حداقل از کمترین انگیزه ای برخوردار باشد. شخصیت ها باید آنچه که می گویند را از ته دل بگویند و انگیزه اعمالشان باید واضح باشد. نبود صمیمیت می تواند از واکنش های احساسی کسل کننده دربرابر یک موقعیت به شدت نگران کننده که یکی دیگر از کاراکترها درگیر آن شده، به وجود آید.

3) غرور

این مورد زمانی به وقوع می پیوندد که یکی شخصیت، اعتماد به نفس بیش از انداز به قابلیت ها و استعدادها و دانش خود داشته باشد. تکبر نوعی شدت یافته از غرور است. اینکه به خودت اطمینان داشته باشی، یک چیز است، اما اینکه دچار غرور شوی، چیز دیگری است. خدایان یونان معمولاً زمانی خشمگین می شدند که یک انسان فانی، فروتنی و تواضع را فراموش می کرد. غرور معمولاً از یک تزلزل و عدم اطمینان درونی و عمیق نشات می گیرد. شخصیت هایی که غرور دارند، بهترین تاثیر را می گذارند وقتی که در اعماق وجودشان ترس و ناامنی احساس می کنند.

4)خوار و خفیف کردن

تعدادی نظرات خرد کننده وجود دارند که گاهی به عنوان شوخی و جک از آنها استفاده می شود. دیالوگی مثل «تلاش خوبی بود با توجه به سطح مهارتت» می تواند بسیار ناراحت کننده باشد، حتی اگر به عنوان یک صحبت بی معنی یا یک تعریف و تشویق، بیان شده باشد. استفاده از جملات تحقیر کننده، اگر همراه با ظرافت باشد، می تواند دلپذیر و سرگرم کننده شود. حتی وقتی این کار دنباله دار شود، ممکن است یک دشمن را تبدیل به دوست کند.

5)دورویی

همه ما یک آدم دورو را دیده ایم. می دانید راجع به چه چیزی صحبت می کنم. همان آدم وراج را می گویم که دائم ضد سیگار حرف می زند اما خودش در کوچه پشتی یواشکی، وقتی کسی نگاه نمی کند، سریع سیگار می کشد. تاریخ با افراد دورو مهربان نبوده است. با این حال، این اشخاص کاراکترهای جذابی را می سازند.

6) اعتماد

نقض عهد کردن و خیانت به اعتماد، چه عمدی باشد، چه نباشد، می تواند یک رابطه را نابود کند. اعتماد بر مبنای خلوص نیت، دلگرمی و عمل به قول است. خیانت در اعتماد وقتی اتفاق می افتد که یک شخصیت با این انتظارات همخوانی ندارد.

مترجم: شبنم سید مجیدی


هشدار: نقل این مطلب در سایت ها و کانال های تلگرامی بدون ذکر منبع پیگرد قانونی بدنبال خواهد داشت.

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
سعید
|
Canada
|
۱۱:۰۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۳۱
0
2
ترجمه چندان گویا و روان نبود
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: