ثبت نام
کد خبر: ۷۷۸
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۳
هدف شما به عنوان یک راوی باید برقراری ارتباط با مخاطب باشد. این کار را می توانید با استفاده از آنچه که حس می کنید، و یا با تحریک دیگران و تلاش برای ایجاد حسی نا آشنا در آنها به انجام برسانید.

هدف شما به عنوان یک راوی باید برقراری ارتباط با مخاطب باشد. این کار را می توانید با استفاده از آنچه که حس می کنید، و یا با تحریک دیگران و تلاش برای ایجاد حسی نا آشنا در آنها به انجام برسانید. در ابتدا مسلما این کار را باید خودتان انجام دهید. هر کس که در زمینه های هنری کاری با اهمیت را تولید می کند باید خواستار رو برو شدن با مسائل خود باشد و همچنین انرژی لازم را برای استفاده از یک فرم هنری و تبدیل آن به یک وسیله تحقیق داشته باشد. ذائقه تان شما را در راه رسیدن به فضای درست فعالیت هدایت می کند. برای نمونه ممکن است به جستجوی ترس و تخیل کودکی تان کشیده شوید مانند ام. نایت شیامالان در فیلم حس ششم (1999) یا ممکن است میل شدیدی برای ساخت یک مستند سیاسی در خود ببینید مثل مایکل مور در فارنهایت 11/9 (2004). پیدا کردن راه هنریتان نیاز به کنجکاوی، میل شدید به درک چرایی مسائل و نیاز به برطرف کردن نشانه های روانی و زخم های به جا مانده از تجربات کلیدی دارد. این ماموریت ناتمام شماست، بسته ای از تمایلاتی که آن را هویت هنری شما می نامیم.

هویت هنری منبع خلاقیتی است که در شما جریان دارد و به وسیله تجارب و شرایط زیستیتان شکل گرفته، این هویت نیروی درونی ای است که در پی پاسخ به ماموریت ناتمام زندگی شماست.

 
 
تلاش برای ساخت داستانی که مخاطب را راضی کند، فوق العاده است و باعث می شود مسیرتان در زندگی به شکل عمیقی دستخوش تغییرات مفید شود. به این دلیل که گشودن درهای حافظه و تجربه خود به خود اقدامات و انتخاب های شما را در آینده اصلاح خواهد کرد. به وسیله بزرگ تر شدن و تغییرات، شناخت بیشتری به دست آورده و سهم بیشتری در زندگی خواهید داشت.
اولین قدم ها نیازمند نگاه های واقع گرایانه شماست که به عنوان یک داستانگوی مشتاق باید با آنچه شما را شکل داد - تجربیات، اطرافیان و شخصیت تان - روبرو شوید. در این مرحله به جای ترس از آنچه که در آینده پیش می آید بیشتر هیجان این را داشته باشید که قرار است در آینده چه اتفاق های خوبی بیفتد. سهیم کردن دیگران در تجربیاتتان می تواند حس آزادی به شما بدهد اما از طرفی به دلیل اینکه هر کس حریم شخصی خود را دارد، گاهی مورد انتقاد قرار گرفتن می تواند کمی شما را اذیت کند. بنابراین بلند و واضح به خود بگویید که هیچ کس حق ندارد به حریم شخصی شما تعرض کند. این همواره شما هستید که تصمیم می گیرید رازی را فاش کنید یا نه، یا اینکه راز را چه هنگام و برای چه کسی فاش کنید. در هر صورت قصه، پشت چیزی که افراد از طریق آن تصمیم به عبور از تابوهایشان را دارند مخفی می شود. چیزی که بیشترین اهمیت را دارد یافتن کلماتی است که دقیقا تجربه ها را برای روشن کردن جنبه های مختلف شرایط انسان به تصویر می کشد. وقتی این کار را به درستی انجام دهید مخاطب شما به سرعت آن را تشخیص داده و متاثر خواهد شد.
 
گاهی یک کنایه به صورت معکوس به عنوان چیزی یا کسی که روی شما تاثیر زیادی داشته از کار در خواهد آمد. گاهی برخی رویدادها و شخصیت ها منفی و منفور به نظر می رسند با این حال می توانند به میدان آزمایشی برای کشفیات و درونیات شما تبدیل شوند. دشمنان قدیمی و زخمهای رنج آور تبدیل به دوستان مخفی شما خواهند شد. بدون آنها کجا خواهید بود؟ حقیقت انسان شامل تیره و روشن است. برخلاف آنچه به نظر می رسد، درک "منفی" به اندازه "مثبت" مهم است زیرا در نهایت در حقایق انسانی خوب و بد وجود ندارد. حقیقت حقیقت است، و تمام گونه های آن پیچیده، متناقض و وابسته با دیگر اجزاست. همانطور که شاعر رومی ترنس (Terence) می گوید: هیچ وجهی از انسان برای من غیر قابل درک نیست.
کشف زمینه و هویت هنریتان به شما کمک می کند نیروهای درونی خود را بشناسید نیروهایی که به شما امکان رفع ماموریت ناتمامتان را می دهد. یکی از راه های پاسخ به این چالش خلق داستان هایی است که از حقیقت وجودی شما سرچشمه گرفته باشند. اگر چیزی که نوشتید خودتان را ارضا کند با دیگران هم ارتباط برقرار خواهد کرد.
منبع: Developing Story Ideas - Micheal Rabiger
مترجم: فرانک مدنی
نام:
ایمیل:
* نظر: