ثبت نام
کد خبر: ۹۴۹
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۷:۳۳
زندگینامه
استیون اسپیلبرگ در گفتگویی تلویزیونی با رابرت امری در مورد چگونگی ساخته شدن نجات سرباز رایان صحبت کرده. این متن کوتاه از این برنامه تلویزیونی ترجمه شده است.
نجات سرباز رایان به نوعی، حاصل ستایش و ارادت من نسبت به پدرم بود که در تمام زندگی‌، از تجربه‌هایش به عنوان اپراتور رادیو در جریان جنگ جهانی دوم تعریف می‌کرد. کسی که آن زمان در برمه و در یک بمب‌افکن بی 52 کار کرده بود. او همیشه از من می‌پرسید چرا یک فیلم درباره‌ی جنگ جهانی دوم نمی‌سازم؟ آن‌هم یکی از آن واقعی‌هایش ‌را!
 خوش‌بختانه فیلم‌نامه‌ی درخشان رابرت رادِت یک درام مرکزی داشت و پرسش‌هایی با مضامین انسانی را مطرح می‌کرد که می‌شد بر اساس آن فیلم ساخت. پرسش‌هایی از این قبیل که آیا می‌شود هشت نفر را قربانی نجات یک نفر کرد؟ با چه افتخاری؟ و آن‌هم به چه قیمتی؟ خود این موضوع، تمام قالب‌های داستان‌گویی را در خود داشت و فرصتی فراهم می‌کرد تا بتوان تجربه‌ی جنگ جهانی دوم، جنگ کُره، ویتنام و کهنه سربازهای توفان صحرا را به هم آمیخت؛ و یک فیلم برای سربازها ساخت.
 

من و تام هنکس نگران افتخارات سربازهای قدیمی بودیم. من واقعاً دلم می‌خواست یک اثر واقعی بسازم که بتواند تمام تجربیاتی را که آن‌ها به من و استفن امبروز (مشاور ما در این فیلم) منتقل کرده بودند در خود داشته باشد. من تمام تلاشم را به کار گرفتم تا داستان آن‌ها را– همان‌گونه که برایم تعریف کرده بودند– روایت کنم؛ و این به طرز وحشتناکی سخت و دشوار بود چون تماشای صحنه‌های آن فصل افتتاحیه، فجیع و دردناک به نظر می‌رسید. می‌دانید؟ به‌هرحال هیچ کدام از ما نمی‌خواست عقیده‌ی خود را تحمیل کند.

منطقه‌ی کانتی وکسفورد (در ایرلند) جایی بود که ما بیست و پنج دقیقه‌ی ابتدای فیلم و خشن‌ترین بخش‌ آن، یعنی صحنه‌های ساحل اوماها را در آن فیلم‌برداری کردیم. فصل افتتاحیه و بیست و پنج دقیقه‌ی پایانی فیلم یعنی نبرد نهایی، از نظر تولید، دشوارترین صحنه‌های فیلم به شمار می‌آمد.

شاید اگر به‌خاطر فهرست شیندلر نبود من نمی‌توانستم روشی برای تعریف کردن داستان نجات سرباز رایان پیدا کنم. در حقیقت فهرست شیندلر جرات و شهامتی به من داد تا بتوانم حال‌ و هوای مستند را به نوعی از فیلم‌سازی که در تضاد با شکل کلاسیک کارگردانی بود نزدیک کنم؛ روش عملکردی که در همه‌ی فیلم‌هایم به کار برده بودم. به تعبیری بهتر، من تمام آن تجربه ها را در پشت فهرست شیندلر رها کردم و تصمیم گرفتم از ساخت این فیلم درس بگیرم و صحنه‌های جنگ جهانی دوم در نجات سرباز رایان را دقیقاً به همان روشی که فیلم‌بردارها در زمان جنگ انجام داده بودند بگیرم؛ در همان ارتفاع (نزدیک‌ به سطح زمین) و با همان احتیاطی که در ضمن می‌توانست خطرساز باشد. ما پلان‌ها را هر وقت که می‌توانستیم می‌گرفتیم؛ آن‌هم با دوربینی که باید می‌لرزید و کاملاً شبیه نماهای به‌جا مانده از فیلم‌های مستندی می‌شد که از آن نبرد واقعی دیده بودیم. نماهایی که واقعاً خشن بود و تقریباً خراب و بد به نظر می‌رسید.
مترجم: امید نجوان
نام:
ایمیل:
* نظر: