ثبت نام
کد خبر: ۹۶۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۸:۵۴
قبل از اینکه فیلم های مستقل تبدیل به برند شوند، فیلمسازانی بودند شبیه جیم جارموش که با چنگ و دندان فیلم می ساختند. اینکه در انتها چه اتفاقی برای آن فیلم ها می افتاد، کسی نمی دانست و اصلاً اهمیتی هم نمی داد؛ آن فیلم ها نوشته می شدند، فیلمبرداری می شدند و طبق گفته سازندگانشان به تنهایی ساخته می شدند.

جارموش از نخستین فیلمش، «تعطیلات همیشگی» (ساخته شده در سال 1980 که پروژه دانشگاهش بود) یکی از فیلم سازان کاملاً مولف باقی مانده است و حتی کنترل بحث کپی رایت فیلم هایش را هم خود به عهده دارد و در همه این مدت، دقیقاً چیزهایی را ساخته که دلش می خواسته است.

جارموش در حالی که در یک کافه در خیابان لودلو نشسته است، می گوید:«وقتی من کارم را آغاز کردم، هیچ تمرکزی روی فرصت های شغلی نداشتم. بیشتر کارم به خاطر عشق به فرم بود. حتی موسیقی های مستقل بودند که من را به وجد می آوردند و رویم تاثیر می گذاشتند. خیلی از اوقاتم را در کلوپ مکس کانزاس سیتی و کلوپ CBGB می گذراندم. آن موسیقی دان ها، آدم هایی نبودند که برای اینکه کارهایشان ضبط شود یا یک شرکت معتبر اسپانسرشان بشود، خودشان را بکشند. آن ها فقط می خواستند چیزی را بیان کنند که تعدادی نقاش و فیلمساز بفهمندشان.»

آن زمان، نیویورک شهر متفاوتی بود. جارموش آن روزها می توانست در یک آپارتمان سه اتاقه در خیابان پرینس با پرداخت ماهی 165 دلار زندگی کند و این گواهی بر آزاد اندیشی هنرمندان بود که آن را بر هر چیزی به خصوص مسائل مالی، ارجح می دانستند. فیلمسازان مستقل که در موسیقی مستقل و محلی هم سهمی داشتند، می توانستند در خیابان سنت مارک پلیس، پیاده رو را اجاره کنند و کارهایشان را به نمایش بگذارند. جارموش می گوید: «این کارشان خیلی روی من تاثیرگذار بود. حالا به این فیلم ها، تجربی یا پانک راک می گویند. اما واقعاً فیلم هایی بودند که خود خودت به تنهایی باید همه کارش را انجام می دادی. فیلم های پارتیزانی که در خیابان فیلم برداری و با قرض و وام ساخته می شد. پس من هم تصمیم گرفتم فیلمی بسازم که همان «تعطیلات همیشگی» بود.

تعطیلات همیشگی به عنوان تز در دانشگاه نیویورک ارائه شد، اما به دلیل طولانی بودن زمانش، آن را رد کردند. فیلم در جشنواره بین المللی فیلم مانهایم به نمایش درآمد و در آنجا جایزه جوزف فون استرنبرگ را دیافت کرد. جارموش توانست فیلم را به تلویزیون آلمان بفروشد و در نهایت 21 هزار دلاری را که برای ساخت آن هزینه کرده بود، به دست بیاورد. بعد از آن، او همه این کارهایی را که کرده بود دوباره تکرار کرد. با ایده ای که برای داستان داشت، حضور جان لوری در فیلم، فیلم های خامی که ویم وندرس به او داده بود و تشویق های رابی مولر که بعدها کارگردان هنری کارهایش شد، او عجیب تر از بهشت را به عنوان یک فیلم کوتاه 30 دقیقه ای در سال 1984 ساخت. (جارموش، در دورانی که در دانشگاه نیویورک به عنوان دستیار نیکولاس ری تدریس می کرد، ویم وندرس را دیده بود). فیلمنامه ای هم نوشته بود که نسخه طولانی تر عجیب تر از بهشت را هم بسازد و پول ساخت آن را از تلویزیون اروپایی دریافت کرد.

فیلم جایزه دوربین طلای کن را از آن خود کرد و در سرتاسر دنیا به نمایش درآمد. جارموش می گوید: «آن زمان فکر می کردم که شاید بتوانم به این کار ادامه دهم. پس دوباره سعر کردیم فیلمی بسازیم برای خودمان. فیلمی که دوست داشتیم. اصلاً متوجه نبودیم که در دنیای تجارت سینما، ما فیلمسازان خام و نحیفی به شمار می آمدیم. البته شانس هم با من یار بود که در زمان درست، جای درستی بودم. اگر حالا فیلمنامه ای که آن موقع نوشتم را بنویسم، همه می خندند و بیرونم می اندازند. احتمالاً می گویند 'این چه کوفتی است دیگر؟ هر صحنه آن یک سر و شکل جداگانه دارد؟' اما همان نقطه شروع من بود.»

از طرف استودیوهای فیلمسازی به جارموش پیشنهاد شد که کمدی های نسل جدید را برای نوجوانان بسازد که هم استقلال و خلاقیت او را حفظ کند و هم اینکه در گیشه خوب بفروشد. جارموش می گوید: این مساله واقعاً مرا حیرت زده کرده بود. چرا که به نظر می آمد آن ها فیلم قبلی من را ندیده اند. فقط نگاه کرده بودند که به حد کافی نام فیلم را در دنیای تجاری سینما شنیده باشند. پس بی خیال همه آن ها شدم و شروع کردم به نوشتن یک فیلمنامه جدید که تبدیل شد به فیلم «مغلوب قانون» (1986). داشتم فوت و فن های این کار را یاد می گرفتم. جیم استارک که وکیلم بود، آن زمان به من گفت: 'باید حق مالکیت فیلم ها را برای خودت داشته باشی. هر چیزی که الان از دست بدهی، تا همیشه از دست داده ای. به نام خودت فیلم ها را ثبت کن و حق تکثیر و جواز آن ها را داشته باش.' من هم همین کار را کردم.»

شرکت فوکس فیچرز که تامین مالی اولین فیلم استودیویی جارموش «گل های پژمرده» را بر عهده داشت، تمایل داشت که مجوز حق پخش جهانی فیلم را از او بگیرد در حالی که می خواستند قوانین سفت و سخت جارموش در مورد کنترل داشتن فیلمساز بر فیلم و دخالت نکردن دیگران در آن را هم رعایت کند. جارموش می گوید: «مفهوم استقلال برای من این است که فیلمساز بر فیلم کنترل کامل داشته باشد. باید آن قدر قوی باشی که به راحتی از چیزهایی چشم پوشی کنی. برای من این کار آسان است چرا که من با رها کردن چیزهای پول ساز که اجازه نمی دهند، فیلمی که می خواهم را بسازم، مشکلی ندارم. حق انتخاب دیگری برای من وجود ندارد، هیچ درنگی در این موضوع نمی کنم.»

تمایل او برای رها کردن مادیات و اشتیاقش برای کار با بازیگران شناخته شده ای مثل بیل موری (که در فیلم های «گل های پژمرده» و «قهوه و سیگار» درخشید) به جارموش این امکان را داده که آزادانه سبک و سیاق منحصر به فرد خود را به کار گیرد. دوربین ایستا و شات های سخت و محکم او عناصر قابل تشخیصی در فیلم هایش هستند. می گوید: «واضح است که من استاد سبک های مختلف نیستم. موقع ساخت هر فیلمی، چیزهای خیلی کوچک و جزئی را با توجه به داستانی که روایت می کنم تغییر می دهم و سبکی که به حس فیلم بیاید را انتخاب می کنم. من بسیار روشمند و بی صدا و آرام با دوربینم کار می کنم. با این کار، دنیایی که کاراکترها در آن زندگی می کنند، خود را بهتر نشان می دهد. در صورتی که اگر برش ها و کات ها را طوری طراحی کنی که هر لحظه به مخاطب بفهمانی چه چیزی در این صحنه با این قاب بندی باید مورد توجه قرار بگیرد، چندان مور قبولم نیست. اگر کات هایت سریع باشد، فیلمت ریتم و موسیقی دیگری پیدا می کند. من موسیقی آرام را ترجیح می دهم.»

موسیقی همیشه عنصر مهم و امضای جارموش در فیلم هایش به حساب می آید. و مثل یک موسیقی دان جاز او طوری ساختار آهنگ را تنظیم می کند که برای بداهه نوازی هم جا باشد. او هرگز از استوری بورد استفاده نمی کند و از شات لیست هم بهره نمی برد. می گوید: «فیمسازی یک فرآیند درونی است. ظرافت های بسیاری وجود دارد که فقط با کشف و شهود درونی می توان به آن ها رسید. و نه با یک برنامه! باید در لحظه فکر کنی و آن را با عواملت در میان بگذاری و با هم آن موقعیت را بسازید تا روح زندگی در فیلم جریان داشته باشد.

به همین دلیل، پروژه های جارموش قوانین خاص خود را دارند. همچنین او فهمید که انعطاف پذیر بودن «اتحادیه کارگردانان آمریکا» می تواند یک جاهایی هم مفید باشد. مثلاً آن ها می توانند در اعتبار بخشی به او بسیار تاثیر گذار باشند. او در این مورد اظهار می کند: «دوست دارم که پشتیبانی شوم و زیر چتر حمایتی گروهی از افراد که حرفه ای به حساب می آیند، قرار بگیرم. من خودم را یک آماتور می بینم. آماتور به معنای کسی که عاشق یک کار است. اما عالی است که می بینی در اتحادیه کارگردانان آمریکا با من مثل یک حرفه ای رفتار می شود. این موضوع برایم خیلی با ارزش است.»

مثل خیلی از کارگردانان، جارموش هم از فیلمی به فیلم دیگر، تعداد زیادی از آدم ها را با خود می برد. «من سعی می کنم که یک گروه آرام داشته باشم. اما دوستم ابل فرارا را دیده ام که بسیار درهم و برهم و آشفته کار می کند. گروه فیلمسازی فلینی در ایتالیا را هم دیده ام و مشاهده کردم که وقتی بازیگران در طول یک برداشت در حال مکالمه هستند، با یک بلندگوی دستی با آن ها صحبت می کند. وقتی او دوربین را روی پایه تنظیم می کند، هیچ کس صحبت نمی کند، هیچ کس حرکت نمی کند، هیچ کس هیچ کاری انجام نمی دهد. بعد که او آماده شد می گوید: خب حالا فیلم می گیریم. وقتی فیلمبرداری آغاز می شود، همه پشت دوربین در حال رفت و آمد هستند و می روند و می آیند و می کوبند و داربست حمل می کنند و...! پس می بینید که هر کس با روش خاص خودش فیلم می سازد و این به نظر من خیلی جذاب است.»

جارموش در این نقطه از عمر کاری اش، دسته فیلمسازان مستقل تازه کار را ترک کرده است. اما نصیحت او به آن ها همان چیزی است که به خودش همیشه می گوید: «من به تخیلات اعتقاد دارم. این مذهب من است. اگر شما فیلم می سازید برای اینکه عاشق فیلم هستید، پس اول از همه باید روی حرفی که می خواهید بزنید و روی فرم فیلمتان تمرکز کنید. همه چیزهای دیگر در درجه دوم اهمیت قرار دارند. من فقط می توانم در مورد روش خودم در انجام کار صحبت کنم و و از نصیحت کردن هم چندان خوشم نمی آید. چرا که هر چند تا فیلمساز که داشته باشیم، به اندازه همان تعداد، راه برای ساختن فیلم داریم.»

نوشته: راب فلد  ترجمه: شبنم سید مجیدی

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ازاده
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۳
0
1
ممنون از شما بابت اطلاعاتی که از جیم جارموش در اختیار ما گزاشتید.
نام:
ایمیل:
* نظر: