کد خبر : ۲۵۸۷
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۴۰۰ - ۱۰:۱۳
ساختار کمدی رمانتیک
فیلم های کمدی رمانتیک ژانری مهم در سینمای جهان است. این فیلم ها از یک سری عناصر ثابت در ساختار داستانی خود بهره می برند که «بیلی مرنیت» در کتاب خود «نوشتن کمدی رمانتیک» این عناصر را بررسی کرده است.

این روزها فیلم های کمدی رمانتیک بخش قابل توجهی از تولیدات سینمایی را در جهان در بر می گیرند. هر چند چند سال پیش تعداد آنها کاهش یافته بود اما امروز به لطف نت فیلیکس تعداد این فیلم ها در حال افزایش است.
حالا که باز هم کمدی رمانتیک‌ها در حال اوج‌گیری هستند قصد دارم ساختار این ژانر را با استفاده از ساختار معرفی شده در کتاب «نوشتن کمدی رمانتیک»، نوشته «بیلی مرنیت»، تجزیه کنم. «مرنیت» در این کتاب تمام هفت نکته اصلی داستان خود را با استفاده از مثال‌هایی فوق‌العاده از کمدی رمانتیک‌های موجود، توضیح می‌دهد و این مسئله خواندن کتابش را ضروری می‌کند.

 هفت نکته ضروری برای داستان


«مرنیت» در ساختار کمدی رمانتیک از همان ساختار سه پرده‌ای کلاسیک (یعنی کشمکش، بحران و گره‌گشایی) استفاده می‌کند و هر نقطه را با توجه به فضای کمدی رمانتیک مجددا نام‌گذاری می‌کند: دیدار، جدایی (فصل)، رسیدن (وصل).


دیدار: قهرمان با شخص مورد علاقه خود برخورد می‌کند

  • من به طور کل از صحنه ای خوشم می‌آید که طی آن قهرمان با شخص مورد علاقه خود دیدار می‌کند و این مواجهه را جدی نمی‌گیرد، اما بلافاصله پس از آن متوجه می‌شود که این شخص مورد علاقه همان کسی است که قهرمان برای رسیدن به هر نوع هدفی که در سر دارد، برایش ضروری است.

 هفت نکته ضروری برای داستان


جدایی: بین قهرمان و شخص مورد علاقه او جدایی می‌افتد

  •  رازها؟ سوتفاهم؟  هر نوع کشمکشی خوراک مناسبی برای مرحله جدایی است.


رسیدن: وصال قهرمان و شخص مورد علاقه‌اش به شکلی واقعا رمانتیک!

  • بسیار مهم است که اهداف شخصیت‌های شما هم در این زمان محقق شوند، مخصوصا اهداف قهرمانتان. هیچ‌چیز خواننده را به اندازه این مسئله عصبانی نمی‌کند که قهرمان داستان رویایش را به خاطر شرایطی که در لفافه پنهان شده‌ است رها کند ("یا من یا رویایت، و باید انتخاب کنی.") لطفا به این چاه سقوط نکنید. لطفا.


هفت نکته ضروری برای داستان های کمدی رمانتیکِ «مرنیت» در همین چهارچوب سه پرده‌ای قرار دارند. افرادی که قصد داستان‌نویسی با طرح دقیق دارند از ادامه این مطلب بهره خواهند برد. آن‌هایی هم که بدون فکر کردن به ساختار اولیه عادت به نوشتن دارند به خواندن ادامه دهند زیرا این نکته ها می‌تواند زمانی که در داستانی گیر می‌کنید به کار شما بیاید. حالا نوبت هفت نکته ضروری داستان است.


نکته اول: معادله حسی – چینش

هدف شخصیت باید در 3000 کلمه یا هر تعدادی که طول می‌کشد مشخص شود. هم قهرمان هم شخص مورد علاقه‌اش اهدافی دارند و اولین نکته ضروری داستان جایی است که خواننده‌ها با این اهداف آشنا می‌شوند.

  • در این بخش از داستان است که تماشاچیان و خواننده‌های باتجربه کمدی رمانتیک، نظریه‌های ابتدایی خود را درباره چگونگی دیدار این دو قناری عاشق می‌پرورانند و خود من هم شخصا این گام را خیلی دوست دارم.


نکته دوم: دیدار دلنشین – عامل فعل و انفعال

دو قناری عاشق یکدیگر را می‌بینند و جرقه عشق بین آن‌ها زده می‌شود. این جرقه‌ها زمانی بسیار اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند که قهرمان و شخص مورد علاقه‌اش گام اول را به درستی برندارند و بین آن‌ها نوعی کشمکش ایجاد شود. این کشمکش می‌تواند به شکل حضور شخص سومی با عشقی گذرا و موقتی، دربیاید یا حتی  وجود یک وضعیت معاشرتی عجیب (که گاهی اوقات دوطرفه است) که منجر به بد آمدن افراد از هم یا خجالت‌زدگی آن‌ها شود.


نکته سوم: پیچیدگی جذاب – نقطه عطف

حرارت داستان اینجا بالا می‌رود! در این مرحله از داستان یک یا هر دو شخصیت یکدیگر را به چشمی متفاوت می‌بینند که همین مسئله تنش رمانتیک بین آن‌ها را تشدید می‌کند.
این ضربه زمینه ای مناسب برای ایجاد کشمکشی شدیدتر است. با توجه به شرایطی که وجود دارد (یعنی اهداف متضاد، حضور اشخاص دیگر، شخصیت‌های مداخله‌گر فرعی یا هر موضوع دیگری) رابطه شخصیت‌های ما قطعا سرتاسر گل و رنگین‌کمان نخواهد بود. طوفانی در افق پدیدار شده‌ است.

 هفت نکته ضروری برای داستان


نکته چهارم: قلاب – نقطه میانی

دو قناری عاشق هنوز هم به اهداف خود وفادار هستند که این مسئله با احساسات در حال رشدی که برای یکدیگر دارند، کشمکش دارد. ممکن است یکی از آنها هوز عذاب وجدان داشته باشد. چون هدفی که بدنبال آن می رود در تضاد با احساس عاشقانه اش نسبت به طرف مقابل است. 

  •  برای تشدید کشمکش، ممکن است شخصیت‌های فرعی دو قناری عاشق را به چسبیدن به مسیر اصلی خود تشویق کنند. حتی اگر شخصیت‌های فرعی از این نقش خود آگاه نباشند (مثلاً دوستی ناخواسته کاری می کند که آنها از هم دورتر شوند)، وظیفه آن‌ها یادآوری این نکته به دو قناری عاشق است که در زندگی امور مهمتری از عشق وجود دارد. اصلاً شاید یک عشق سابق یا یک شخص حسود به شکل عمدی در پی از بین بردن این رابطه عاشقانه باشد.


نکته پنجم: گره چرخشی – نقطه عطف دوم

از آنجا که رابطه بین این دو قناری عاشق پرورش پیدا می‌کند، کشمکش هم تشدید می‌شود. هر یک از آن‌ها به سمت هدف خود حرکت می‌کنند اما تنش رمانتیک بین آن‌ها تقریبا غیرقابل تحمل است.
این نکته به صورت معمول زمانی رخ می‌دهد که یک اتفاق فیزیکی رمانتیک وارد بازی ‌شود.( این قسمت اتفاقی کلیدی و عظیم برای شخصیت‌ها و خواننده‌ها است و این‌طور به نظر می‌رسد که عشق دو قناری عاشق ریشه دوانده‌ است تا اینکه...


نکته ششم: لحظه تاریک – اوج بحران

اینجاست که خانه پوشالی ویران می‌شود. جفت رمانتیک سر یک مسئله جدی با یکدیگر روبرو می شوند  و رابطه را به هم می‌زنند. اینجاست که اشک و حرف‌های تلخ وارد داستان می‌شود و این‌طور به نظر می‌رسد که این جفت هرگز آشتی نمی‌کنند.
منابع بوجود آمدن این کشمکش می‌تواند شامل این موارد شود: معشوقه‌های انتقام‌جوی سابق، سوتفاهم، دروغ و پنهان‌کاری، تراژدی، شکی که منجر به عقب‌نشینی یک یا هر دو نفر از رابطه شود و ...
این لحظه به شخصیت‌های شما این امکان را می‌دهد که جدای از رابطه و بر هم خوردنش، نگاهی به خود بیندازند. چه جایگاهی در زندگی دارند؟ آیا در مسیری که دوست داشتند، هستند یا به جایی دیگر می‌خواهند بروند؟ چطور می‌توانند به جستجوی این هدف جدید بپردازند؟

  • یادآوری: وارد داستان «رویاهایم را فدای تو می‌کنم» نشوید، مخصوصا اگر این قهرمان زنِ داستان است که دست از رویای خود می کشد. خواهش می‌کنم این کار را نکنید. هر روز کمدی رمانتیک‌های بیشتری از این تله فرار می‌کنند و این اتفاقی خوب است. ما افرادی هستیم که در راستای خواسته‌هایمان فعالیت می‌کنیم و این امر باید مثبت نگریسته شود. می‌توانیم شغل فوق‌العاده‌ای داشته باشیم و در کنارش روابط رمانتیک متعهدانه و سالمی.

 هفت نکته ضروری برای داستان


نکته هفتم: شکست خوشحال‌کننده – گره‌گشایی

گرچه از عنوان «شکست خوشحال‌کننده» خوشم نمی‌آید این عنوان به خوبی این مرحله از چهارچوب را به ما معرفی می‌کند. یک یا هر دو قناری عاشق متوجه می‌شوند که چه رفتار ابلهانه‌ای داشته‌اند (حالا دلیل این رفتار هرچه باشد، از سوتفاهم گرفته تا دروغ‌گویی و فهمیدن این مسئله که شخص سوم در این مسئله دخالت می‌کرده‌) و یک یا هر دو نفر آن‌ها عذرخواهی می‌کنند. اینجا وقت جشن و سرور است! ما عاشق پایان‌های خوش در کمدی رمانتیک‌ها هستیم.
البته از واقع‌گرایانه بودن گره‌گشایی اطمینان حاصل کنید. شرایطی که منجر به بر هم خوردن رابطه می‌شوند باید به شکلی حل شوند که نسبت به داستان، جهان و شخصیت‌های شما وفادار باشد. این مسئله را مانند تفنگ چخوف در نظر بگیرید، اما در قالب کمدی رمانتیک. شخصیت‌ها و خطوط داستانی که در ابتدای داستانتان ایجاد کردید نیازمند این هستند که در اوج و گره‌گشایی داستان به شکلی طبیعی پیش بروند، اگر می‌خواهید در پایان به اتفاقات ناخواسته نخورید.
همان‌طور که هر دانش‌آموز مدل فریتاگ (ساختار نمایشنامه پنج پرده ای) می‌تواند به شما بگوید، نکته‌های اول تا سوم، پرده اول (دیدار) را می‌سازند، نکته‌های سوم تا پنجم پرده دوم (جدایی) را می‌سازند و نکته‌های پنجم تا هفتم، پرده سوم (رسیدن) را می‌سازند.
در حالی که به ساختار نگاه می‌کنیم یادتان باشد که قناری‌های عاشق شما اهدافی جداگانه دارند. هر دو شخصیت A و B رویاها و شوق‌هایی دارند که ممکن است در راستای یکدیگر نباشند. این اتفاقی خوب است زیرا تضاد بستری مناسب برای کشمکش است. این اهداف متضاد می‌توانند یک قوس ثانویه ایجاد کنند که پیچیدگی‌های فوق‌العاده‌ای را به داستان شما اضافه می‌کند. حتما این قوس‌ها را با دقت طراحی کنید اگر می‌خواهید تمام پتانسیل کشمکش و گره‌گشایی نهایی داستان خود را محقق کنید.
زمانی که کمدی رمانتیک خود را پرورش می‌دهید این سوال‌ها را بپرسید: شخصیت‌های من چه می‌خواهند؟ حاضرند برای رسیدن به هدف چه کارهایی انجام دهند؟ این دو، مهم‌ترین پرسش‌هایی هستند که داستان‌پردازان می‌توانند بپرسند، مخصوصا آن دسته از نویسنده‌هایی که قصد دارند کمدی رمانتیک‌های شخصیت‌محور بنویسند. شرایط پیش می‌آیند و شخصیت‌ها به آن واکنش نشان می‌دهند و داستان ادامه پیدا می‌کنند. این مسئله باحال است.
اگر هم دنبال موارد مطالعاتی مناسبی برای کمدی رمانتیک می‌گردید، فیلم‌های بالیوودی را هم از نظر بگذرانید. من به تازگی به فضای فیلم‌های بالیوود وارد شده‌ام و همین حالا هم خیلی به آن علاقه پیدا کرده‌ام. تماشای این فیلم‌ها لذت‌بخش است و به لحاظ تصویر، صدا، رنگ‌ها و زبان تجربه‌ای جالب است. البته بعضی از این فیلم‌ها رمانتیک های حماسی هستند اما تعداد قابل توجهی از آن‌ها هم کمدی رمانتیک هستند. اخیرا فیلم «از فیلم‌های عاشقانه نفرت دارم» را تماشا کردم که فیلم‌های کلاسیک رمنس و کمدی رمانتیک بالیوودی را به شوخی می‌گرفت. این فیلم نه تنها در حد خودش خنده‌دار است، بلکه برای روشن کردن کلیشه‌ها و استعاره‌های رایج گزینه‌ای بسیار جالب برای تماشا کردن هم به حساب می‌آید. برای درک درست هفت نکته اصلی کمدی رمانتیک، این گزینه جذابیت زیادی دارد.

 هفت نکته ضروری برای داستان


تکلیف:  نکته‌های داستانی «مرنیت» را در نظر بگیرید و با استفاده از آن کمدی رمانتیک مورد علاقه خود را، قدیمی یا جدید، مطالعه کنید. نقشه‌ای از وقوع نکته‌های مختلف داستان تهیه کنید و از این مسئله که نویسنده‌ها چطور توانسته‌اند از این الگو برای ساختن دنیای خود استفاده کنند، یادداشت‌برداری کنید. چطور استعاره‌های رایج را دستکاری می‌کنند؟ آیا این دستکاری‌ها موفق بودند یا نویسنده شکست خورده‌است؟ شما بودید چه می‌کردید؟  

 

نوشته: لینزی مک‌کالی

مترجم: نسیم بنایی

برچسب ها:
کلاس سینما
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: